دختری در ماه
شعرا مال خودمه (اگه نباشه حتما مینویسم که نیست !!!!)
دوشنبه 30 آبان 1384
روزهای تلخ

این روزا خیلی سخته. خیلی بد پیش میره .شایدم اصلا پیش نمیره .از دست خودم کلافه ام. انگار از خودم بدم میاد . نمیدونم باید چی کار کنم شایدم میدونم و نمیخوام.نمیدونم!انقده این چند وقته گفتم نمیدونم که حالم از خودم به هم خورده خیلی برنامه ها و خیلی هدفا واسه آیندم داشتم ولی انگار یه سیلی داره همشون رو میبره.خودمم داره غرق میکنه!!!خیلی بده . هیچ وقت فکر نمیکردم خودم به انجاها برسم. همیشه تو دلم به این حالت های بقیه میخندیدم ولی حالا منم عین اونا شدم. حتما یه سریم الان به من میخندن نمیدونم چرا این دفعه هیچکس بهم کمک نمیکنه. انگار ایندفعه از توان همه خارجه . خب خودمم که نمیتونم پس بهتره برم بمیرم!! انقده گند شدم که همش منفی فکر میکنم. انگار اون ایدا قبلیه مرده. آآآآآآآآخ که انقده دلم براش تنگ شده . نمیدونم چرا دارم اینارو مینویسم شاید واسه ااینکه یکم خالی شم ولی خالیم نمیشم!! دلم میخواد کلمو بکوبونم به دیوار یه جیز دیگه ام خیلی دلم میخواد که نمیشه بگم !

ولی واقعا من کی میمیرم؟اینم نمی دونم!‌ من که نمیترسم هر چه زود تر بهتر . می خوام برم پیش بابام.آخه خیلی دلم براش تنگ شده. میخوام برم باهاش حرف بزنم . بهش بگم بابا جون اگه پیشم بودی شاید راهنماییم میکردی اینا که انگار این یکیو بلد نیستن شاید تو بلد بودی.آخ چه قدر خوب بود اگه فردا صبح دیگه از خواب بیدار نمیشدم.ولی مامانم چی؟ محمد چی؟ اونا گناه دارن . اگه منم نباشم دیگه کیو دارن مگه؟ هرچیم که درمون ادم باشه ولی آخرش هرکی پی زندگییه خودشه. اه پس چی کار کنم؟ افکار به هم ریخته .انرژیای منفی . دل خسته . اینا خیلی زوده برام ولی شده دیگه همینجوریم دارن میبرن منو با خودشون . چه میشه کرد؟ تلاش؟ بیخیالی؟ ... همه رو امتحان کردم ! نشد که نشد !‌ آخرشم باید بگم نمیدونم دیگه ...!‌

خدایا شکرت.

 


یکشنبه 29 آبان 1384
عشق را گم نکنیم...

عشق را گم نکنیم...

عشق در پشت دیوار بلند ابدیت تنهاست

عشق را گم نکنیم...

عشق در فراسوی زمان هم پیداست...

عشق در ان طرف خانه ی ما باغی داشت

عشق همان نوری بود که به هنگام طلوع خورشید

آفتابگردان باغچه ی خانه را شاد نمود

برادرم گفت که شاید امشب ماه دیگر نرسد براوجش

من به او غریدم که نگوید این را

شاید از ترسم بود شایدم از ضعفم!

مادرم گریان شد .اسمان هم نالید

شاید عشقم ان روز اخرین روزی بود

که در خانه ی ما را هم زذ

اما گم که نشدو فقط دیگر جلوی چشم نبود

در دل هر سه یمان باقی ماند ... .


شنبه 28 آبان 1384
غرق می شوم !

من با تمام وجودم غرق میشوم در تمام وجودت

شاید درک نمی کنم. شاید نمی فهمم وفقط غرق می شوم

غرق در وجودی غرق شده

واین چه دشوار است که غرق شوی وندانی کجا؟

و زمان غرق تر می کند تو را

وتا جایی غرق میشوی که به خاموشی می رسی

و پس از خاموشی نیز همچنان ادامه دارذ...

باز هم غرق می شوی ...

 * نگاهت کردم . نگاهت را از من دزدیدی!

   نگاهم کن که ستاره ی چشمانت به ماه

   چشمانم نور می بخشد.


پنجشنبه 26 آبان 1384
دل تو مال کیه؟

من می خوام یه اسمون توی دلم

واسه ی ستاره هات پیدا کنم

واسه ی ماهیای چشمای تو

یه دونه صحرا رو با اشکای خود دریا کنم

من میخوام تو دشت پر گل دلت

یه جایی برای کاشتن گلم پیدا کنم

شایدم با ماه شبهای سیات

یه دونه ستاره رو رسوا کنم

من میخوام از عمق دریای سیاه

یدونه ماهی برات پیدا کنم

شایدم از توی جنگلای استوای دور

یدونه طوطی زیبا رو برات شکار کنم

ولی تو اینو بدون...

طوطی مال جنگلاس.ماهی مال دریاء

ستاره مال شب و گلم جاش تو دشتاء

دل تو مال کیه؟ اینو خب. تو میدونی

اما خوب اینو بدون دل من که با توء ... .


چهارشنبه 25 آبان 1384
دوست داشتن

           ((در انتهای چشمانت دو ستاره سوسو میزنند

              درون دستانت دو گل شکوفه میکنند

              از روی لبانت کلمه ای زیبا برمیخیزد

               و میگویی دوستت دارم.))


* دوستت دارم.اما نه کوتاه مثل اه... .

* دوستت دارم تاوان آن هر چه باشد باشد... .


   1      2    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
۱) خیلی مهم نیست بدونی من کیم ! مهم اینه که بفهمی چی میگم !
۲) این جا یه وبلاگه و من نویسنده ی یه وبلاگ ! فقط همین ...
۳)این یه موردو با توام که میای اینجا رو میخونی و میری .. حالا هر کی میخوای باشی باش . فقط بدون اینجا یه کتاب رمان نیست که بخونی و بگی به به یا اه اه و بری ... وقتی میخونی باید حرفی برای گفتن داشته باشی .. حالا ممکنه همیشگی نباشه اما میتونه تو ۱۰ بار دو بار باشه ! اینجا یه وبلاگه و من قسمت نظراتشو واسه ی تو باز گذاشتم .اگر حرف بزنی منم بیشتر میفهمم .. خیلی چیزها رو ... منم یاد میگیرم ! پس اگر میای حرف بزن .. اگر میخونی بنویس ... وگرنه نیا ! ( ناراحت نشو اما من بدم میاد که حرف بزنمو طرف مقابلم همینجوری برو بر منو نگاه کنه بدون هیچ عکس العملی!!)
۴) من هیچ وبلاگی رو لینک نمیکنم مگر اینکه مورد تائیدم باشه . به نظر من این لینک گذاشتن ها یه جور تبلیغ به حساب میاد و من چیزی رو تبلیغ میکنم که ازش راضی باشم و مورد استفاده ام باشه .. پس لطفا از من نخواین که لینکتونو اضافه کنم :)
۵) از من برای گذاشتن لینکم اجازه نگیرین ..اگر دوست داشتین خبر بدین .. اما اجازه لازم نیست ..:)
۶) هر چیزی که اینجا میخونین خیلی بزرگش نکنین ! اینجا تمام زندگیه من نیست پس قضاوت هم نکنین .. سعی در شناخت بیش از حد من هم نکنین ..
۷) متشکرم :)
شناسنامه کامل من...
دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 49875