دختری در ماه
شعرا مال خودمه (اگه نباشه حتما مینویسم که نیست !!!!)
سه شنبه 12 دی 1385
کثافتٍ کلمات واقعی ...

دیگر برایش مهم نبود که ساعت ها بنشیند و چند خط نوشته را با عکس هایی که از او میدید تطبیق دهد و غصه دار شود از این که چرا او روز به روز شکسته تر میشود و فرسوده تر! دیگر برایش اهمیتی نداشت که دلش چه می گوید و دیگر حتی نمیتوانست به او فکر کند ... او را به فراموشی میسپرد و کم کم خاطرات نه چندان زیادش را در گوشه ای از مغزش بایگانی میکرد ! او حال میدانست که میتاون کم رنگ تر از آنی که میشود هم به قضیه نگاه کرد چرا که دیگر حتی یک طرف ماجرا هم که خودش بود از عشق بی ریایی که در دلش ساخته بود انزجار داشت ... او حتی دیگر نمیتوانست اتفاقاتی را که افتاده بود عشق بنامد و این خیلی برایش گران تمام شده بود ... حدود دو سال از نوجوانیش و بهترین لحظاتش را صرف چیزی کرده بود که هیچ گا ه وجود نداشت ... شاید از اول هم دلش سوخته بود ... گریه هایش را هیچ گاه فراموش نمیکرد و لبخندهای تلخی که مجبور بود برای اطرافیانش بسازد و حال میدید که چه طور با بی اعتنایی تمام از کنار عشقش گذشته بود .از کنار گریه های شبانه اش که تنها برای او بود و از کنار قلبی که تنها برای او تپیده بود ... حال به تمام اشتباهاتش پی میبرد و این را خوب درک میکرد که این جماعت ارزش عشق و دوستی را تا این حد ندارند... البته که خود را نیز مقصر میدانست که با تمام بچگی شهامتی را که بهتر بود به کار نگرید به کار گرفته بود و با تمام اخلاص کلمه ی دوستت دارم را به زبان آورده بود ... . او هنوز نمیدانست که این ادمها چگونه تقدص این جمله را به کثافت کشیده اند و حتی نمیدانست او هم در جواب دوستت دارم هایش تقدص این جمله را به گند کشیده بود... اما حال خوب می فهمید که کلمات واقعی چگونه او  را به دروغ وادار میکردند ... .

نمیتوان گفت سرنوشت این بود ... چرا که خود کرده را تدبیر نیست ... و او خود کرده بود و خود باید جواب میداد ... اما امروز تمام سوال ها را دور میریخت ... دیگر به دنبال جواب نبود ... دلش را آرام آرام به خاک سرد و نمناک تنش میسپرد و عقلش را فرمانروای زندگی قرار میداد تا شاید جبرانی شود برای گذشته هایی که روز به روز دورتر و دورتر میشدند  .


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
۱) خیلی مهم نیست بدونی من کیم ! مهم اینه که بفهمی چی میگم !
۲) این جا یه وبلاگه و من نویسنده ی یه وبلاگ ! فقط همین ...
۳)این یه موردو با توام که میای اینجا رو میخونی و میری .. حالا هر کی میخوای باشی باش . فقط بدون اینجا یه کتاب رمان نیست که بخونی و بگی به به یا اه اه و بری ... وقتی میخونی باید حرفی برای گفتن داشته باشی .. حالا ممکنه همیشگی نباشه اما میتونه تو ۱۰ بار دو بار باشه ! اینجا یه وبلاگه و من قسمت نظراتشو واسه ی تو باز گذاشتم .اگر حرف بزنی منم بیشتر میفهمم .. خیلی چیزها رو ... منم یاد میگیرم ! پس اگر میای حرف بزن .. اگر میخونی بنویس ... وگرنه نیا ! ( ناراحت نشو اما من بدم میاد که حرف بزنمو طرف مقابلم همینجوری برو بر منو نگاه کنه بدون هیچ عکس العملی!!)
۴) من هیچ وبلاگی رو لینک نمیکنم مگر اینکه مورد تائیدم باشه . به نظر من این لینک گذاشتن ها یه جور تبلیغ به حساب میاد و من چیزی رو تبلیغ میکنم که ازش راضی باشم و مورد استفاده ام باشه .. پس لطفا از من نخواین که لینکتونو اضافه کنم :)
۵) از من برای گذاشتن لینکم اجازه نگیرین ..اگر دوست داشتین خبر بدین .. اما اجازه لازم نیست ..:)
۶) هر چیزی که اینجا میخونین خیلی بزرگش نکنین ! اینجا تمام زندگیه من نیست پس قضاوت هم نکنین .. سعی در شناخت بیش از حد من هم نکنین ..
۷) متشکرم :)
شناسنامه کامل من...
دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 49894