دختری در ماه
شعرا مال خودمه (اگه نباشه حتما مینویسم که نیست !!!!)
سه شنبه 8 آبان 1386
آخرین سلام ...

ذهن مغشوشم یاری نمیدهد ! مکالمات را به یاد نمیاورم ! فقط سبک شده ام ... برای چیزی که نمیدانم بود یا نه ... برای گفتن ... و چقدر گفتن خوب است و خالی شدن از هر چه تردید است ! گرچه هنوز هم از گفتن خیلی چیزها میترسم ... اما باز هم سبکتر شده ام ... بعضی وقتها شک میکنم به این که چطور به خود اجازه دادم که له شوم ... که ندانم چه میشوم ...

(خوردن آن قرص لعنتی هم آرامش نکرد! تنشی که درون تمام افکارش وجود داشت به جسمش نیز سرایت کرده بود ... و سخت بود رها شدن ... اما چاره ای نبود ... یاد آن روزها امانش را میبرید ... و لرزه ای که وجودش را فرا گرفته بود ذره ذره آبش میکرد !

تسبیحش هنوز در دستش بود و تپش قلب رهایش نمیکرد ... انگار که قلبش نیز فریاد میکشید و میخواست از زندان تنگ سینه اش رهایی یابد . اگر میشد خودش بیرونش میاورد تا اینقدر بی تابی نکند ! (اللهم صل علی محمد و آله محمد ... اللهم صل علی محمد و آله محمد ... االهم صل علی ... ) آرام نمیشد ... پتویش را روی سرش کشید . همانطور که خیره به عکس نگاه میکرد بغضش ترکید !بغضی که باید بی صدا اشک میشد ! با تمام وجود سعی میکرد کسی بیرون آن اتاق متوجه دلتنگی اش نشود ! آخرین راه را نیز رفته بود ... آخرین سلام ... و میدانست که بعد از ان همه چیز تمام میشود ... حتی هر انچه در ذهنش میگذشت ... حتی امیدی که تا به حال از ان سخن میگفت !! و میدانست که پایان امید مرگ است ... و میدانست که دیگر همه چیز با اوست ... دادن فرصت یا گرفتن آن ... شاید فرصت خوبی بود برای دوباره بودن و دوباره زیستن ... اما انگار او بود که هنوز نمیخواست باشد و خوشحال بود ازاینکه با نبودنش زندگی را از دیگری هم میگیرد ...

کم کم به این مساله پی میبرد که بعضیها فرصت دوباره زیستن دارند و نمیخواهند .. خود نمیخواهند ... و او نمیتوانست چیزی را عوض کند ... شاید که تقدیر این بود ... فقط باید دل را رها میساخت ... )

به قول یه اس ام اسی : (عشق مثه ساعت شنی میمونه .هم زمان با اینکه قلبتو پر میکنه مغزتو خالی میکنه !)


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
۱) خیلی مهم نیست بدونی من کیم ! مهم اینه که بفهمی چی میگم !
۲) این جا یه وبلاگه و من نویسنده ی یه وبلاگ ! فقط همین ...
۳)این یه موردو با توام که میای اینجا رو میخونی و میری .. حالا هر کی میخوای باشی باش . فقط بدون اینجا یه کتاب رمان نیست که بخونی و بگی به به یا اه اه و بری ... وقتی میخونی باید حرفی برای گفتن داشته باشی .. حالا ممکنه همیشگی نباشه اما میتونه تو ۱۰ بار دو بار باشه ! اینجا یه وبلاگه و من قسمت نظراتشو واسه ی تو باز گذاشتم .اگر حرف بزنی منم بیشتر میفهمم .. خیلی چیزها رو ... منم یاد میگیرم ! پس اگر میای حرف بزن .. اگر میخونی بنویس ... وگرنه نیا ! ( ناراحت نشو اما من بدم میاد که حرف بزنمو طرف مقابلم همینجوری برو بر منو نگاه کنه بدون هیچ عکس العملی!!)
۴) من هیچ وبلاگی رو لینک نمیکنم مگر اینکه مورد تائیدم باشه . به نظر من این لینک گذاشتن ها یه جور تبلیغ به حساب میاد و من چیزی رو تبلیغ میکنم که ازش راضی باشم و مورد استفاده ام باشه .. پس لطفا از من نخواین که لینکتونو اضافه کنم :)
۵) از من برای گذاشتن لینکم اجازه نگیرین ..اگر دوست داشتین خبر بدین .. اما اجازه لازم نیست ..:)
۶) هر چیزی که اینجا میخونین خیلی بزرگش نکنین ! اینجا تمام زندگیه من نیست پس قضاوت هم نکنین .. سعی در شناخت بیش از حد من هم نکنین ..
۷) متشکرم :)
شناسنامه کامل من...
دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 49873