دختری در ماه
شعرا مال خودمه (اگه نباشه حتما مینویسم که نیست !!!!)
سه شنبه 13 آذر 1386
چی میخوام؟ (بازی)

یاسی جون منو به یه بازی دعوت کرده که عنوانش هست (چی میخوام ؟) منم باید 5 تا از چیزایی رو که میخوام بنویسم ... والا راستشو بخواین بنده خیلی چیزا میخوام و 5 تا اصن قابل شما رو نداره ... اما خب یه سری چیزای بزرگی که میخوامو اصن دلم نمیخواد الان اینجا بنویسم ... چون به مرور زمان احتیاج دارن و تلاش خودم ... شنیدین میگن یه چیزی رو نگو انرژیش میره ؟؟  من خیلی شنیدم و بهش اعتقاد دارم ... پس فعلا در مورد چیزایی حرف میزنم که انرژیشون نمیره ...

1) اول اینکه دلم میخواد دوباره کوچیک بشم اونقدر که تو همون خونه قدیمیمون باشیم ... با بابا .بابا از سر کار بیاد با کلی خوراکی یا کتاب و سی دی ... با بابا برم بیرون و خوشحال باشم از اینکه بابا کنار منه ... یا جمعه ها با مامان و بابا محمد بریم سینما .. بعد از اونم شام بیرون ... یا بابا همش هی دم به دیقه بگه آیدا یه چایی به من بده ... آیدا پشت منو میمالی ... یا باهاش برم اداره ... بعد تو خیابون ولیعصر تمام سی دی فروشیارو زیرو رو کنم و کلی سی دی بخرم ... دلم میخواد برگردم به زمان مدرسه ام که بابا میومد دنبالم ... اون موقع دبستان میرفتم ... بعد تو کوچه که راه میریم با بابا بازی کنیم . بازیمون اون موقع این بود که صدای ماشینایی رو که از پشتمون میومدن تشخیص بدیم و بگیم چه ماشینیه ... (الان میفهمم بابا هم چه کارایی میکرده ها ... )

2) دوم اینکه دلم میخواد همون دختر شاد و شیطون 2 -3 سال پیش باشم ... همونی که دست به سر کار گذاشتنو پیچوندنش خیلی خوب بود و همیشه خل و چل بازی در میاورد ... همونی که لذت میبرد از زندگیش با اینکه جای باباش همیشه خالی بود ..

3) دلم یه کسیو میخواد که بشه بهش اعتماد کرد .. یه دوست خوب ... فقط یه دوست ... یکی که ازش نرنجم هیچ وقت ... یکی که بتونه یکمی جای خالیه یه کسایی روپر کنه ... شاید یه سری دوستای قدیمیو ... نمیدونم شاید نفهمین چی میگم ...

4) اما اگه خیلی راستشو بخواین همون دوستای قدیممو میخوام اما وقتی نمیشه و نیستنو نمیخوان که باشن ... از دست منم کاری ساخته نیست ... شاید برام مهم باشه اما خب میگم که نه مهم نیست برام ... و به همون دوستی که تو مورد 3 گفتم اکتفا میکنم ... روزگاره دیگه چه میشه کرد ...

5 ) دلم یه اتاق بزرگ خوشگله رنگی میخواد ... دیوارهای زرد و سبز ... پرده های زرد و سبز و نارنجی ...

6) من این شماره رو خودم اضافه میکنم چون اگه نگم تو دلم میمونه ... دلم یه مسافرت تنهایی و با آرامش میخواد ... مثلا کیش ... دریای کیشو الان خیلی میخوام ... تصورشم آرامشبخشه چه برسه به خودش ...


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
۱) خیلی مهم نیست بدونی من کیم ! مهم اینه که بفهمی چی میگم !
۲) این جا یه وبلاگه و من نویسنده ی یه وبلاگ ! فقط همین ...
۳)این یه موردو با توام که میای اینجا رو میخونی و میری .. حالا هر کی میخوای باشی باش . فقط بدون اینجا یه کتاب رمان نیست که بخونی و بگی به به یا اه اه و بری ... وقتی میخونی باید حرفی برای گفتن داشته باشی .. حالا ممکنه همیشگی نباشه اما میتونه تو ۱۰ بار دو بار باشه ! اینجا یه وبلاگه و من قسمت نظراتشو واسه ی تو باز گذاشتم .اگر حرف بزنی منم بیشتر میفهمم .. خیلی چیزها رو ... منم یاد میگیرم ! پس اگر میای حرف بزن .. اگر میخونی بنویس ... وگرنه نیا ! ( ناراحت نشو اما من بدم میاد که حرف بزنمو طرف مقابلم همینجوری برو بر منو نگاه کنه بدون هیچ عکس العملی!!)
۴) من هیچ وبلاگی رو لینک نمیکنم مگر اینکه مورد تائیدم باشه . به نظر من این لینک گذاشتن ها یه جور تبلیغ به حساب میاد و من چیزی رو تبلیغ میکنم که ازش راضی باشم و مورد استفاده ام باشه .. پس لطفا از من نخواین که لینکتونو اضافه کنم :)
۵) از من برای گذاشتن لینکم اجازه نگیرین ..اگر دوست داشتین خبر بدین .. اما اجازه لازم نیست ..:)
۶) هر چیزی که اینجا میخونین خیلی بزرگش نکنین ! اینجا تمام زندگیه من نیست پس قضاوت هم نکنین .. سعی در شناخت بیش از حد من هم نکنین ..
۷) متشکرم :)
شناسنامه کامل من...
دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 49897